تبليغاتX
خرابه های ساختگی...



 

قاصدک٬ افلیج

در هیاهوی خیسی گیر کرده بود

خودش را حراج می کرد

آسمان آبی نیست

چشمهایت را ببند

جوخه پارس می کند

یک گوشه آرام بمیر!!

 

و گردوی پیر امسال

از ترس کلاغ ها

شکوفه ی گیلاس می داد....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:20  توسط مهدی نظارتی زاده(مسیح)  | 



و اما چند سپید:

۱

زبان

در کام قلم نمی چرخد

عشق٬نقطه ها را

سر خط اعدام می کند

و این چشمها

شبیه نقطه ی پایانی...

۲

با دار قالی اش٬خود کشی کرد

مادرم می گفت:

خواهرت چقدر زود ناکام شد!

۳

یادگاری

بادرخت بزرگ می شود

اما حیف٬شما...

۴

بیست و یک سال است

نفس می کشم

مادر!

آجرهای شهر می گویند:

برای سقط خیلی دیر است!!

۵

و قلبی سینیق والله

آه! هنه نا!...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 9:24  توسط مهدی نظارتی زاده(مسیح)  | 



 

پر

برای تو باز کردم

اما تو

 پشت به من

برای همیشه پرواز کردی...

 

عشق....دروغ.....باور نمی کنم....این دل دیگه دل نمی شه....بگذریم....

 

خدای من!

باورش چقدر سخت است

چکاوک

برای همیشه کوچ کرد....

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 12:12  توسط مهدی نظارتی زاده(مسیح)  | 



 

سرما در سرما

اتاق به اتاق

و این شعله فقط

خودش را گرم می کرد

چشمها را باید بست

آه! سهراب!

چیزی برای دیدن نبود...

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 6:47  توسط مهدی نظارتی زاده(مسیح)  | 



 

غروب

بادی شرقی

از لوله های آتتش٬شوکتی غریب را

نی لبک می زند

و گنجشک عرب مسموم می شود

با واژه ی فشنگ

 

طنین منفور قشنگ

ـــ بندهای مومیایی مجسم ـــ

زمین را چرخ می زند

و گنجشکها

در سراسیمه ی بیدار

مرگ را پژواک می کنند...

 

جای این شنی ها را

چه چیز پر می کند آیا!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 16:26  توسط مهدی نظارتی زاده(مسیح)  | 



کنار منظومه ی فرات

مردهای منجمد٬دوره ات کردند

خسوف بود و خسوف

که خورشید هم دیگر تو را ندید

منظومه بود

که بر مدار عشق می چرخید

و چندی بعد

ستاره ای

میان ماه و خورشید

شرحه شرحه می دوید....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 12:6  توسط مهدی نظارتی زاده(مسیح)  | 



 

من هی زار می زنم

و تو آخر

چند زاری ات را

به پیشانی ام پیچ می کنی!!

......................................

یادگاری

با درخت بزرگ می شود

اما حیف شما...

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 10:32  توسط مهدی نظارتی زاده(مسیح)  |